kazemmirzaee.com | kazem mirzaee | kazem | mirzaee | کاظم میرزایی | مقالات کاظم میرزایی | مقالات حقوقی کاظم میرزایی | مقالات حقوقی | مقالات | کاظم مدرزایی | کاظم میرزایی | مقالات حقوقی | ضمان کاهش ارزش پول با رویکرد دولت | حیات غیر مستقر | تحلیل حقوقی معاملات صوری مواد مخدر برای کشف جرم | بررسی مبانی فقهی در جرایم مواد مخدر | Legal and Judicial Politics for Narcotic Smuggling in Islamic Republic of Iran | Judicial Viewpoint about Narcotic Crime Contest | کاظم مدرزایی کاظم میرزایی | مقالات حقوقی | ضمان کاهش ارزش پول با رویکرد دولت | حیات غیر مستقر | تحلیل حقوقی معاملات صوری مواد مخدر برای کشف جرم | بررسی مبانی فقهی در جرایم مواد مخدر | Legal and Judicial Politics for Narcotic Smuggling in Islamic Republic of Iran | Judicial Viewpoint about Narcotic Crime Contest | کاظم مدرزایی | مقالات حقوقی کاظم میرزایی | مقالات حقوقی | کاظم میرزایی | حقوق
خانه » از دیگران » ریشه یابی انحرافات عصر عاشورا در عصر جاهلیت

ریشه یابی انحرافات عصر عاشورا در عصر جاهلیت

سید عبدالله حسینی/

قرآن کریم یک اصل کلى دارد و آن این است که همه چیز به مشیت الهى است، هیچ چیزى در عالم واقع نمى شود مگر به مشیت الهى -۲-. اما سوال اینجاست که این مشیت و خواست الهى چه قانون و ضابطه ای دارد؟ مسلما حکمت الهی ایجاب می کند که اراده و مشیت خداوند بی دلیل و گزاف به هیچ امری تعلق نگیرد ولی آیا آن قوانین و ضوابط برای ما قابل فهم است؟ پاسخ این است که بله. خود قرآن در آیاتی دیگر برخی از سنن و قوانین مشیت الهی را توضیح داده است. خداوند متعال در سوره رعد می فرماید: انَّ اللَّهَ لایغَیِّر ما بِقَوْمٍ حَتّى یغَیِّروا ما بِانْفسِهِمْ،-۳-  یعنی خداوند نعمتى را که بر قومى عنایت مى فرماید از آنها نمى گیرد مگر آنکه قبلًا مردم خودشان را عوض کرده باشند یعنى خودشان را از قابلیت و صلاحیت این نعمت انداخته باشند، آن وقت است که خدا نعمتش را سلب مى کند؛ بنابراین اینکه گفته می شود هر چیزى به مشیت الهى است بدین معنی نیست که “هیچ چیزى شرط هیچ چیزى نیست”! خداوندی  که همه چیز به مشیت و خواست و اراده او محقق میشود، براى عالم، قانون و قاعده قرار داده است. نظام حاکم بر جهان را، نظام اسباب و مسبَّبات و شرط و مشروط قرار داده است.

سرآغاز همه ی این انحرافات، خواص بودند یعنی کسانی که به خاطر امتیازاتی همانند سبقت در پذیرش اسلام، هجرت قبل از فتح مکه، شرکت در جنگ های صدر اسلام مانند بدر و ا حد، قرابت با پیامبر خدا و امثال آن در میان جامعة اسلامی نفوذ داشتند

با این مقدمه معنای آیه اکمال دین-۴- مشخص می شود. خداوند در این آیه می فرماید: امروز روزی است که نعمت اسلام را بر شما تمام کردیم ولی توجه داشته باشید که از خارج و بیرون یعنی از ناحیه دشمنى کافران، دیگر اسلام آسیبى نمى پذیرد، از آنها بیم و نگرانى نداشته باشید، فلا تخشوهم. اما از چه چیزی باید نگران باشید؟ از ناحیه من، واخشونِ. یعنى چه از ناحیه من؟ یعنی از ناحیه مشیت من. همان مشیت ضابطه مندی که در سوره رعد آمده است: من هرگز نعمتى را از مردمى سلب نمى کنم مگر اینکه آن مردم خودشان عوض شده و تغییر کرده باشند، پس اى مسلمین! بعد از این هر آسیبى که به جامعه اسلامى برسد از داخل جامعه اسلامى مى رسد نه از بیرون. دشمن بیرون هم به کمک داخل است که می تواند به اسلام ضربه بزند. پس از من بترسید زیرا اگر اخلاق و روحیات و معنویات و ملکات و اعمال شما عوض بشود، من هم به حکم سنت و قانون مشیّت خود، نعمت دین و اسلام را از شما خواهم گرفت زیرا این شما هستید که خودتان را از قابلیت و صلاحیت این نعمت ساقط کرده و محروم نموده اید.
پس از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله سنگ بنای انحراف در امت اسلامی پی ریزی شد و اولین نقطه زاویه گرفتن امت از اصول و مبانی و ارزش های اسلامی پدیدار گشت و طبیعتا هر قدمی که جلوتر می رفتند، جدایی و انحراف هم بیشتر میشد. اما آنچه که باید مورد توجه قرار گیرد این مطلب است که سرآغاز همه ی این انحرافات، خواص بودند یعنی کسانی که به خاطر امتیازاتی همانند سبقت در پذیرش اسلام، هجرت قبل از فتح مکه، شرکت در جنگ های صدر اسلام مانند بدر و ا حد، قرابت با پیامبر خدا و امثال آن در میان جامعة اسلامی نفوذ داشتند. این گروه پس از رحلت نبیّ مکرّم اندک اندک سلوک دینی و زندگی ارزشی خود را فراموش نمودند و به تسامح دینی و رخوت و سستی در وفاداری به آرمان های اسلام مبتلا شدند و به دنبال آن، این روحیّه به توده مردم مخصوصاً نو مسلمانان نیز منتقل شد و زمینه زوال ارزش ها و حذف شخصیّت های وارسته و لایق از صحنة حکومت و در مقابل سلطه افراد فاسد و بی عقیده بر جامعه اسلامی فراهم آمد. حضرت امیرالمومنین علیه السلام در بخشی از خطبه قاصعه جامعه ای را که بیست و پنج سال، سیره رسول الله صلی الله علیه و آله را فراموش کرده است چنین توصیف می کند:
هان به هوش باشید که دست از ریسمان اطاعت برگرفته اید، و با تجدید رسوم جاهلیت، دژ محکم الهى را درهم شکسته اید….آگاه باشید که پس از هجرت، همچون اعراب بادیه نشین شده اید، و بعد از اخوت و برادرى و اتحاد و الفت، به احزاب مختلف تقسیم گشته اید. از «اسلام» به نام آن اکتفا کرده اید و از «ایمان» جز تصور و ترسیمى از آن چیزى نمى شناسید.-۵-

رفته رفته بیماری مهلک و البته مسری دنیازدگی از خواص به عوام و سایر اقشار جامعه منتقل شد. اندک اندک مردم فهمیدند آنچه به آنها در مدح و ستایش زهد و تقوا و جهاد گفته شده یا می شود، مربوط به دورانی است که سپری شده و امروز فصل رفاه وکامجویی افزونتر از دنیا فرا رسیده است

یکی از اساسی ترین عوامل انحراف جامعه اسلامی آن عصر، بازگشت تجمل گرایی و اشرافی گری به میان مردم جامعه بود که در زمان رسول اکرم صلی الله علیه و آله قلع و قمع شده بود. طبق مستندات تاریخی در دوره خلفای سه گانه، فتوحات بسیاری صورت گرفت و غنائم و ثروتهای کلانی وارد جامعة اسلامی شد. در دوره خلیفه دوم، تبعیض در تقسیم بیت المال به یک قانون تبدیل شد به گونه ای که سهم مسلمین بر اساس سوابق و موقعیت اجتماعی آنها معین می شد. خلیفه دوم علنا سابقین در اسلام را بر سایرین، مهاجرین را بر انصار، مهاجرین قریش را بر غیر قریش ، عرب را بر عجم و خانواده ها ی مشهور را بر خانواده های گمنام  در مقدار برخورداری از بیت المال ترجیح داد. -۶- خلیفه سوم، در این زمینه پا را فراتر گذاشت و به اطرافیان و مخصوصاً خویشان خود هدایای فراوانی از بیت المال مسلمین می داد .-۷- کم کم شکاف های طبقاتی در اعماق جامعه رخنه کرد و عده ای در طبقه اشراف و خواص قرار گرفتند. صحابه عالی مقام که اسم هایشان معروف است همانند طلحه و زبیر و سعدبن ابی وقاص با آنهمه سابقه و افتخارات در بدر و احد و حنین، در ردیف اول سرمایه داران اسلام قرار گرفتند. این تقسیم نابرابر و غیر عادلانه، چنان برای خواص به یک عادت مبدل شد و به کامشان شیرین آمد که مقابله با آن بسیار دشوار گردید تا جایی که وقتی امیرالمومنین علیه السلام می خواست شرایط را به وضع زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و خلیفه اول برگرداند با اعتراض سختی مواجه شد و همین امر موجب جدایی بسیاری از خواص از آن حضرت شد.
رفته رفته بیماری مهلک و البته مسری دنیازدگی از خواص به عوام و سایر اقشار جامعه منتقل شد. اندک اندک مردم فهمیدند آنچه به آنها در مدح و ستایش زهد و تقوا و جهاد گفته شده یا می شود، مربوط به دورانی است که سپری شده و امروز فصل رفاه وکامجویی افزونتر از دنیا فرا رسیده است.

ادامه دارد….

پی نوشت:

۱٫ اللهوف علی قتل الطفوف
۲٫ وَعِندَه مَفَاتِح الْغَیْبِ لاَ یَعْلَم هَا إِلاَّ هوَ وَیَعْلَم مَا فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقط مِن وَرَقَةٍ إِلاَّ یَعْلَمهَا وَلاَ حَبَّةٍ فِی ظلمَاتِ الأَرْضِ وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ یَابِسٍ إِلاَّ فِی کِتَابٍ مّبِینٍ  انعام/۵۹
مَا أَصَابَ مِن مّصِیبَةٍ فِی الْأَرْضِ وَلَا فِی أَنفسِکمْ إِلَّا فِی کِتَابٍ مِّن قَبْلِ أَن نَّبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسِیرٌ حدید/۲۲
تعِزّ مَنْ تَشاء وَ تذِلّ مَنْ تَشاء  آل عمران/۲۶
۳٫رعد/۱۱
۴٫ الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَر واْ مِن دِینِک مْ فَلاَ تَخْشَوْه مْ وَاخْشَوْنِ الْیَوْمَ أَکْمَلْت لَک مْ دِینَک مْ وَأَتْمَمْت عَلَیْک مْ نِعْمَتِی وَرَضِیت لَک م الإِسْلاَمَ دِینًا مائده/۳
۵٫ نهج البلاغه، خطبه ۱۹۲
۶٫ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۸ ص ۱۱۱
۷٫ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۱ ص ۱۹۸

جوابی بنویسید