kazemmirzaee.com | kazem mirzaee | kazem | mirzaee | کاظم میرزایی | مقالات کاظم میرزایی | مقالات حقوقی کاظم میرزایی | مقالات حقوقی | مقالات | کاظم مدرزایی | کاظم میرزایی | مقالات حقوقی | ضمان کاهش ارزش پول با رویکرد دولت | حیات غیر مستقر | تحلیل حقوقی معاملات صوری مواد مخدر برای کشف جرم | بررسی مبانی فقهی در جرایم مواد مخدر | Legal and Judicial Politics for Narcotic Smuggling in Islamic Republic of Iran | Judicial Viewpoint about Narcotic Crime Contest | کاظم مدرزایی کاظم میرزایی | مقالات حقوقی | ضمان کاهش ارزش پول با رویکرد دولت | حیات غیر مستقر | تحلیل حقوقی معاملات صوری مواد مخدر برای کشف جرم | بررسی مبانی فقهی در جرایم مواد مخدر | Legal and Judicial Politics for Narcotic Smuggling in Islamic Republic of Iran | Judicial Viewpoint about Narcotic Crime Contest | کاظم مدرزایی | مقالات حقوقی کاظم میرزایی | مقالات حقوقی | کاظم میرزایی | حقوق
خانه » مردان خدائی » خلق را تقلیدشان بر باد داد

خلق را تقلیدشان بر باد داد

علامه کرباسچیان

                                                          خلق را تقلیدشان بر باد داد

اى دو صد لعنت بر این تقلید باد!

افرادى به خاطر سخن مردم، دین، شرافت و وجدان شان را از دست مى دهند. اما اگر فکر  کنیم، مسیر درست و صحیح برایمان معین و مشخص مى شود و در برابر سخنان مردم ذره اى  در هدف مان شک نمى کنیم. آیا اگر تمام کره ى زمین بگویند الآن شب است، در ما اثر مى  کند؟ نه، چون مسیرمان معین شده است.

شخصى تیله اى در دست گرفته و مى گوید: هیچ کس در دنیا مثل این برلیان را ندارد! شما  به او مى خندید و مسخره اش مى کنید؛ اما از طرفى دیگر جواهرشناسى الماسى قیمتى در  دست دارد، اگر تمام مردم دنیا بگویند: یک تکه سنگ در دستش گرفته و مى گوید: برلیان  است، دلش را خوش کرده! چون جواهر شناس است، ابد به حرف شان اعتنا نمى کند. اگر گوهر  گران مایه ى انسانیت در کسى ایجاد شد، اگر هیچ چیز نداشته باشد، همه چیز دارد.  سقراط پابرهنه بود ولى همه چیز داشت؛ اما فلان آقا میلیاردها ثروت دارد ولى از گداى  سر راه هم گداتر است. زیرا او گوهر گران مایه اى یافته که همیشه همراهش است.

گوهر معرفت اندوز که با خود ببرى

که نصیب دگران است نصاب زر و سیم

شخصى که گوهر معرفت و انسانیت را یافته، آرام و راحت است؛ دیگران به وسیله ى قرص  خواب آور مى خوابند، ولى او با آرامش کامل به خواب مى رود. امیرالمؤمنین علیه السلام درباره ی علمای ربانی می فرماید: أولئک والله الأقلون عدد و الأعظمون عندالله قدر  اینان از حیث عدد کم اند و از جهت قدر و قیمت نزد خدا بزرگ ترند. ۱۰۰۰ خروار ماسه،  یک پول قیمت و ارزش ندارد؛ اما یک الماس کوچک، ۱۰۰ هزار تومان مى ارزد. یک آدم به  تمام دنیا مى ارزد؛ اما ۱۰۰ هزار خرس و خوک، هیچ ارزشى ندارند. انسانى هم که مثل  خوک است، با خوک هیچ فرقى ندارد. هر کس همتش شکم است، خوک؛ هر کس همتش ما فى زیر  اشکم است، خرس؛ هر کس زخم زبان مى زند عقرب و هر کس دلقک است میمون است. خداوند  متعال در آیه ى شریفه مى فرماید: و ذا الْوحوش حشرتْ و آن گاه که وحوش را همى گرد  آرند. یعنى انسان هایى که صفت حیوانى دارند از قبر بیرون مى آیند. آدم هایى که صفات  حیوانى دارند، ارزش ندارند، بلکه کسانى که داراى صفات انسانى هستند قیمتى هستند.  البته تعداد آن ها خیلى کم است نه تنها در نظر حق ارزشمندترین افرادند؛ بلکه این  مردم در نظر انسان ها هم قیمتى هستند! ملاحظه مى فرمایید روزى چند ۱۰۰۰ تاجر،  بازارى، سرهنگ و کاسب مى میرد! مثل این که هیچ چیز نشده! ولى آقاى بروجردى از دنیا  مى رود، دنیا متزلزل مى شود. مردم به اندازه ى چند حوض آب اشک ریختند! زن ها کنار  قبر ایشان آن قدر به صورتشان مى زدند تا خون مى آمد، چه شده؟ چه خبر است؟ انسان  کاملى از دنیا رفته، نه یک میلیونر، بازارى و پول دار، بلکه یک انسان از دنیا رفته  است. ملاک ارزش به ظاهر نیست، الآن من  این لباس ها را بیرون مى آورم و یک دست لباس جواهر نشان ۱۰۰ میلیونى مى پوشم. یا به  جاى این لباس، لباسى کرباسى مى پوشم، چه فرقى دارد؟ تمام این ها پوچ و بى معنى است.  فتح على شاه با میرزاى قمى در حمام بودند، مرحوم میرزا فرمود: چه دارى؟ گفت: ایران  مال من است، دهات دارم، لشگر دارم. گفت: نه مى گویم این جا چه دارى؟ گفت: این جا فقط  لنگ کرباس. فرمود: ولى من هر چه دارم، همراهم است.

انبیا براى این مبعوث شده اند که آدم درست کنند، لذا دوست داشتنى هستند.  در تمام زمان ها مردان حق و  انسان هاى کامل کم بوده اند و اگر پرده از روى کار بردارند معلوم مى شود بیشتر  انسان ها حیواناتى به صورت انسان هستند!

جوابی بنویسید